اقتصادی
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بازار سهام ایران در سال 1405 تصویری متفاوت از الگوی سنتی رشد بورس به نمایش گذاشته است؛ و در شرایطی که معمولا عملکرد شرکتهای بزرگ و شاخصساز نقش پررنگی در جهت حرکت بازار دارد، آمار بازدهی از ابتدای سال نشان میدهد شرکتهای متوسط توانستهاند از بسیاری از بنگاههای بزرگ و کوچک سبقت بگیرند.
بر اساس آمار ارائهشده از عملکرد شرکتها بر مبنای ارزش بازار، بنگاههای حاضر در محدوده 10 تا 100 همت با میانگین بازدهی حدود 160 درصدی در صدر گروهها قرار گرفتهاند. پس از آنها، شرکتهای با ارزش بازار 100 تا 500 همت، بهطور متوسط 137 درصد بازدهی داشتهاند. میانگین بازدهی شرکتهای با ارزش بازار 500 تا 2 هزار همت نیز حدود 126 درصد بوده است. شرکتهای کوچکتر با ارزش بازار کمتر از 10 همت، بازدهی متوسط 127 درصدی را ثبت کردهاند.
این ارقام نشان میدهد اندازه شرکت بهتنهایی توضیحدهنده میزان بازدهی سهام نیست و گروه میانی بازار سهام در دوره مورد بررسی عملکرد بهتری داشته است. البته میانگین بازدهی گروهها لزوما به معنای عملکرد مشابه تمام شرکتهای حاضر در آنها نیست و بررسی وضعیت هر صنعت و نماد بهصورت جداگانه همچنان ضرورت دارد.
رویارویی دو شاخص
رویارویی دو شاخص
علاوه بر این مقایسه شاخص کل و شاخص هموزن نیز تصویر روشنتری از این تغییر ارائه میدهد؛ به طوری که شاخص کل از ابتدای سال حدود 120 درصد و شاخص هموزن نزدیک به 130 درصد رشد کرده است. به باور کارشناسان از آنجا که شاخص کل از وزن بیشتری برای شرکتهای بزرگ برخوردار است، در حالی که شاخص هموزن اثر تغییرات قیمت نمادها را با وزن یکسان منعکس میکند، فاصله بازدهی این دو نماگر میتواند نشانهای از تفاوت عملکرد شرکتهای بزرگ و بخش گستردهتری از بازار باشد.
علاوه بر این، فاصله بازدهی دو شاخص در شهریورماه به حدود 15 تا 20 واحد درصد رسید، اما از اواخر تابستان و همزمان با تقویت عملکرد برخی نمادهای بزرگ، این اختلاف کاهش یافت و به حدود 10 واحد درصد رسید. بنابراین، برتری سهام کوچک و متوسط در ماههای گذشته روندی یکطرفه نداشته و ترکیب تقاضا در مقاطع مختلف تغییر کرده است.
در میان صنایع برخوردار از بازدهی بالاتر نیز گروههایی مانند دارویی، محصولات کانی غیرفلزی، محصولات پاککننده، مخابرات، صنایع غذایی، زراعت، محصولات کاغذی و کاشی و سرامیک مورد توجه قرار گرفتهاند. در مقابل، برخی صنایع بزرگ از جمله خودرو، فولاد، بانکها و اورهسازان با عملکرد ضعیفتری مواجه بودهاند.
برخی معتقدند بخشی از این تفاوت را باید در شرایط عملیاتی و چشمانداز سودآوری شرکتها جستوجو کرد؛ و آسیب به برخی واحدهای صنعتی، محدودیتهای تولید، مشکلات تامین انرژی و ابهامات مقرراتی میتوانند بر انتظارات سرمایهگذاران درباره سود آینده شرکتها اثر بگذارند. در مقابل، شرکتهایی که از منظر فعالان بازار با ریسکهای عملیاتی متفاوتی مواجهاند یا چشمانداز درآمدی مناسبتری دارند، ممکن است با تقاضای بیشتری روبهرو شوند.
با وجود برتری میانگین بازدهی شرکتهای متوسط، عملکرد نمادهای بزرگ نشان میدهد نمیتوان درباره تمام شرکتها بر مبنای اندازه ارزش بازار قضاوت کرد. برای نمونه، شرکت ملی صنایع مس ایران با نماد فملی، طبق آمار ارائهشده، از ابتدای سال بیش از 220 درصد بازدهی داشته است؛ رقمی که از بازدهی بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط نیز فراتر میرود. عملکرد این نماد نشان میدهد متغیرهایی مانند وضعیت فروش، سودآوری، نرخ ارز و چشمانداز قیمت محصولات میتوانند در تعیین بازدهی سهام نقشی مهمتر از اندازه شرکت ایفا کنند.
از سوی دیگر، تحولات نرخ ارز، سیاستهای اقتصادی و تصمیمهای مقرراتی همچنان بر مسیر صنایع اثرگذارند. برای مثال، ابهام در مقررات مربوط به صنعت پالایش میتواند انتظارات بازار سهام از شرکتهای این گروه را تغییر دهد. همچنین، محدودیت انرژی در فصل سرد سال ممکن است بر تولید و هزینههای صنایع مختلف اثر بگذارد؛ هرچند شدت این اثر در همه گروهها یکسان نخواهد بود.
در چنین شرایطی، تعیین گروه پیشتاز بازار سرمایه در ماههای آینده به بررسی همزمان ارزش معاملات، جریان ورود و خروج نقدینگی، وضعیت سودآوری شرکتها و پایداری تقاضا نیاز دارد. بازدهی بالای گذشته بهتنهایی تضمینی برای تداوم رشد نیست؛ همانطور که عقبماندگی یک صنعت نیز لزوما به معنای آمادگی آن برای صعود نخواهد بود.
در نهایت، رقابت شاخص کل و هموزن نشان میدهد برای شناخت وضعیت بورس، تمرکز صرف بر یک نماگر کافی نیست. مسیر آینده بازار سرمایه را نه اندازه شرکتها بهتنهایی، بلکه ترکیبی از عوامل بنیادی، شرایط اقتصاد کلان، ریسکهای عملیاتی و جهت جریان نقدینگی تعیین خواهد کرد.
انتهای پیام/