کمدی انسانی دونالد؛ وقتی سیاست با اجرای زنده اشتباه گرفته می‌شود
دیگر

کمدی انسانی دونالد؛ وقتی سیاست با اجرای زنده اشتباه گرفته می‌شود

www.tasnimnews.ir1405/02/240 بازدید

بین الملل

مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم درگزارشی با عنوان «کمدی انسانی دونالد» ابعاد شخصیتی و ویژگیهای دونالد ترامپ را مورد واکاوی و بررسی قرار داده است.

مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم

درگزارشی با عنوان «کمدی انسانی دونالد» ابعاد شخصیتی و ویژگیهای دونالد ترامپ را مورد واکاوی و بررسی قرار داده است.

دونالد ترامپ را دشوار میتوان در قالبهای معمول سیاستمداران آمریکایی جا داد. او نه فقط یک رئیسجمهور، نه فقط یک تاجر رسانهدوست، و نه حتی صرفاً یک چهره جنجالی است؛ ترامپ بیشتر شبیه نمایشی دائمی است که گاهی در کاخ سفید اجرا میشود، گاهی در دادگاه، گاهی در شبکههای تلویزیونی و گاهی هم در چند جمله کوتاه و آتشین در شبکههای اجتماعی. او سیاست را بیشتر بهمثابه صحنهای برای پیروزی، تحقیر رقیب و تصاحب کامل توجه عمومی میبیند.

گزارش راهبردی با عنوان «کمدی انسانی دونالد» تلاشی است برای تبیین جامع شخصیت سیاسی ترامپ؛ از ریشههای شکلگیری پرسونای سلطهجوی او در جهان تجارت و رسانه، تا شیوهای که سیاست را به میدان رقابت حیثیتی، دوقطبیسازی اجتماعی و مدیریت توجه عمومی تبدیل میکند.

این گزارش کوشیده است این چهره پیچیده، پرسر و صدا و گاه بهطرز عجیبی سرگرمکننده را از زاویهای تحلیلی بررسی کند. به همین خاطر از سطح شخص ترامپ بهعنوان رییسجمهوری با مواضع سیاسی مشخص فراتر رفته و او را بهعنوان نوعی از سیاستورزی آمریکایی معاصر واکاوی میکند؛ سیاستی که در آن شعار از برنامه جلو میزند، تصویر از واقعیت پیشی میگیرد و هر بحران، پیش از آنکه مسئلهای برای حل شدن باشد، فرصتی برای دیده شدن است.

زبان ترامپ، زبانی کوتاه، تکراری و برچسبزننده بوده و کاملاً مناسب دورانی که حوصله افکار عمومی اغلب کمتر از یک تیتر خبری است. او با همین زبان توانسته خشم، ترس، امید و سرگرمی را در بستهای واحد عرضه کند؛ بستهای که برای هوادارانش نشانه اقتدار است و برای منتقدانش نمونهای تمامعیار از سیاست نمایشی.

ترامپ را در یک نگاه کلی و اجمالی میتوان چنین معرفی کرد:

ترامپ را در یک نگاه کلی و اجمالی میتوان چنین معرفی کرد:

  • دونالد ترامپ سیاست را نه عرصهی حلوفصل فنی مسائل، بلکه میدان تثبیت برتری، قدرت و غلبه میداند.

دونالد ترامپ

سیاست را نه عرصهی

حلوفصل فنی مسائل

، بلکه میدان

تثبیت برتری، قدرت و غلبه

میداند.

  • الگوی حکمرانی او بر پایهی شخصیسازی قدرت، ملیگرایی پوپولیستی و منطق نمایش شکل گرفته است.

شخصیسازی قدرت

شخصیسازی قدرت

،

ملیگرایی پوپولیستی

و

منطق نمایش

شکل گرفته است.

  • ترامپ در هر مناقشه با دوقطبیسازی، جامعه را به دو اردوگاه مردم واقعی و نخبگان و دشمنان تقسیم میکند.

دوقطبیسازی

، جامعه را به دو اردوگاه

مردم واقعی

و

نخبگان و دشمنان

تقسیم میکند.

  • شخصیت او در بستری از رقابت سرسختانه، غلبهطلبی مادی و تقدم بیقیدوشرط پیروزی شکل گرفته است.

رقابت سرسختانه

،

غلبهطلبی مادی

و

تقدم بیقیدوشرط پیروزی

شکل گرفته است.

  • تجربهی او در تجارت و برندسازی شخصی باعث شد که تصویر قدرت و پیروزی را حتی مهمتر از واقعیت عینی بداند.

تجارت

و

برندسازی شخصی

باعث شد که

تصویر قدرت و پیروزی

را حتی مهمتر از واقعیت عینی بداند.

  • در خوانش روانشناختی، ترامپ شخصیتی با برونگرایی بالا، توافقپذیری پایین و گرایش به خودشیفتگی و سلطهجویی دارد.

برونگرایی بالا

،

توافقپذیری پایین

و گرایش به

خودشیفتگی و سلطهجویی

دارد.

  • او مخالفت را نه فرصتی برای بازبینی، بلکه نوعی تعرض میبیند که باید با تهاجم متقابل پاسخ داده شود.

بازبینی

، بلکه نوعی

تعرض

میبیند که باید با

تهاجم متقابل

پاسخ داده شود.

  • در منطق رفتاری ترامپ، میانهروی نشانهی ضعف است و تقابل مستقیم ارزش بیشتری از مصالحه دارد.

میانهروی

نشانهی

ضعف

است و

تقابل مستقیم

ارزش بیشتری از

مصالحه

دارد.

  • زبان سیاسی ترامپ با جملات کوتاه، واژگان ساده، تکرار، اغراق و برچسبزنی برای بسیج تودهها بسیار کارآمد است.

زبان سیاسی ترامپ

با

جملات کوتاه

،

واژگان ساده

،

تکرار

،

اغراق

و

برچسبزنی

برای بسیج تودهها بسیار کارآمد است.

  • او بهجای دفاع خطی از خود، معمولاً با تنشآفرینی تازه و انحراف کانون توجه، دستورکار عمومی را تغییر میدهد.

تنشآفرینی تازه

و

انحراف کانون توجه

، دستورکار عمومی را تغییر میدهد.

  • ترامپ مسائل پیچیده را به دوگانههای اخلاقی مانند حق و باطل، مردم و نخبگان و امنیت و خیانت تبدیل میکند.

دوگانههای اخلاقی

مانند

حق و باطل

،

مردم و نخبگان

و

امنیت و خیانت

تبدیل میکند.

  • برای ترامپ، سیاست همزمان نمایش، نبرد منزلتی و ابزار معامله است و این سه سطح هویت سیاسی او را میسازند.

سیاست

همزمان

نمایش

نمایش

،

نبرد منزلتی

و

ابزار معامله

است و این سه سطح هویت سیاسی او را میسازند.

  • او بهصورت ساختاری به شخصیسازی قدرت گرایش دارد و نهادها را تا جایی معتبر میداند که به افزایش قدرتش کمک کنند.

نهادها

را تا جایی معتبر میداند که به

افزایش قدرتش

کمک کنند.

  • جذابیت اجتماعی ترامپ از توان او در ترجمهی نارضایتیها به زبان اقتصاد، مرز، امنیت و احیای انصاف ناشی میشود.

اقتصاد

،

مرز

مرز

،

امنیت

و

احیای انصاف

ناشی میشود.

  • مهمترین سرمایهی عاطفی ترامپ نزد هوادارانش نه لزوماً صداقت، بلکه ایستادگی، قدرت و درگیری با وضع موجود است.

صداقت

، بلکه

ایستادگی

،

قدرت

قدرت

و

درگیری با وضع موجود

است.

  • الگوی تصمیمگیری او معمولاً شامل آغاز تهاجمی، سنجش واکنشها، بازتنظیم تاکتیکی و سپس اعلام یک پیروزی نمادین است.

آغاز تهاجمی

،

سنجش واکنشها

،

بازتنظیم تاکتیکی

و سپس اعلام یک

پیروزی نمادین

است.

  • در موضوع مهاجرت، ترامپ مرز را نماد حاکمیت ملی میداند و از این حوزه برای نمایش نظم، قدرت و رهبری استفاده میکند.

مهاجرت

، ترامپ مرز را نماد

حاکمیت ملی

میداند و از این حوزه برای نمایش

نظم، قدرت و رهبری

استفاده میکند.

  • در سیاست خارجی نیز او با منطق معاملهگری اجبارآمیز، تهدید و ابهام راهبردی بهدنبال گرفتن بیشترین امتیاز است.

سیاست خارجی

نیز او با منطق

معاملهگری اجبارآمیز

،

تهدید

و

ابهام راهبردی

بهدنبال گرفتن بیشترین امتیاز است.

  • ترامپ چهرهای است که قدرت، نمایش، هویت و جنگ روایتها را به هم پیوند زده و سیاست را به نبردی بر سر ادراک قدرت تبدیل کرده است.

هویت

و

جنگ روایتها

را به هم پیوند زده و سیاست را به نبردی بر سر

ادراک قدرت

تبدیل کرده است.

خواندن متن کامل این گزارش (اینجا) برای کسانی که میخواهند پشت این نمایش پرهیاهو، سازوکارهای جدیتر قدرت، رسانه و جامعه آمریکا را بهتر ببینند، مفید است.

(اینجا)

برای کسانی که میخواهند پشت این نمایش پرهیاهو، سازوکارهای جدیتر قدرت، رسانه و جامعه آمریکا را بهتر ببینند، مفید است.

انتهای پیام/

بازگشت به اخبار

اخبار پیشنهادی